『 #Dark Fantasy Romance 』

#Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ⁰²

سربازهای بلادمور درهای سنگین تالار اصلی آروندیل را با یک ضربه محکم باز کردند. غبار و دود به داخل تالار سرک کشید.
در انتهای تالار، پادشاه آروندیل و خانواده‌ سلطنتی پشت گاردِ خسته و ترسانشان پناه گرفته بودند. تمام بزرگان شهر از ترسِ اژدهایانی که بیرون تالار غرش می‌کردند، به خود می‌لرزیدند.
جونگ‌کوک با گام‌های بلند و آهسته وارد شد. صدای برخورد چکمه‌های چرمی‌اش روی سنگ‌فرش مرمر، تنها صدایی بود که سکوت سنگین تالار را می‌شکست. جیمین و تهیونگ درست با فاصله‌ای کوتاه پشت سرش حرکت می‌کردند. نگاه جیمین دور تا دور تالار را برای خطرات احتمالی زیر نظر داشت، و تهیونگ با لبخند کج و شیطنت‌آمیز همیشگی‌اش، دستش را روی دسته شمشیرش تکیه داده بود.
پادشاه آروندیل با صدایی که از لرزش می‌لرزید، جلو آمد و شمشیر جواهَرنشانش را روی زمین انداخت:
— بلادمور پیروز شد... تمام خزانه‌های طلا، مرزهای شمالی و نیروهای ما در اختیار شماست. فقط... جان مردم و خاندان مرا ببخشید، عالیجناب.
جونگ‌کوک اصلاً به شمشیر روی زمین نگاه هم نکرد. چهره‌اش مثل تکه‌ای سنگ، بی‌حس بود؛ اما زیر زره سفتش، سوزشِ زهر سیاه داغ‌تر از قبل می‌سوخت و قلبش را چنگ می‌زد. نفسش به سختی بالا می‌آمد اما حتی پلک هم نزد تا ضعفی نشان ندهد.
او با صدای بم و خش‌دارش فقط یک کلمه گفت:
— پرنسس.
همه‌ تالار در سکوت فرو رفت. پادشاه آروندیل جا خورد:
— چـ... چی؟
— پرنسس الوآ ولترین.
جونگ‌کوک قدمی دیگر جلو گذاشت و نگاه تیره‌اش را درست وسط جمعیت چرخاند.
از پشت سربازهای گارد آروندیل، دختری جلو آمد. پیراهن حریرِ آبی‌رنگش کمی خاکی شده بود و موهای بلوطی‌اش دور شقيقه‌اش ریخته بود. چشم‌های الوآ پر از خشم و ترسی پنهانی بود، اما سرش را بالا گرفته بود. نگاهش درست توی چشم‌های مشکی و سرد جونگ‌کوک گره خورد.
الوآ با همان لحن حاضرجواب و لجبازش، بدون اینکه ادای احترام کند، صدایش را بالا برد:
— من اینجام پادشاه بلادمور! کشوُرم رو به آتش کشیدی، حالا اومدی دنبال من؟ اگه فکر کردی قراره جلوت زانو بزنم یا التماس کنم، سخت در اشتباهی!
تهیونگ از پشت سر جونگ‌کوک زیر لب زمزمه کرد و خنده‌ی کوتاهی سر داد:
— اوه چه تند و تیز! جیمین، این دختره رسماً داره روی اعصابِ یه اژدهای زخمی راه میره.
جیمین آروم با آرنج زد به پهلوی تهیونگ و با صدای پایینی گفت:
— تهیونگ خفه شو! جونگ‌کوک وضعش خوب نیست، زودتر باید راه بیفتیم.
جونگ‌کوک بدون توجه به حرف‌های الوآ، نگاهی از بالا به پایین به دختر انداخت. رگ‌های گردن الوآ از خشم می‌زد—همان رگ‌هایی که رستاخیزِ جانِ جونگ‌کوک درونشان جاری بود. عطر خونی که از تن الوآ به مشامش می‌رسید، برای جونگ‌کوک مثل بوی باران بعد از یک خشکسالی طولانی بود. زهر درون بدنش با دیدن او بی‌قراری می‌کرد.
جونگ‌کوک رو کرد به پادشاه آروندیل:
— تسلیمِ کاملِ کشور شما فقط یک شرط داره... پرنسس همراه من به بلادمور میاد. همین حالا.
الوآ جا خورد و با عصبانیت یک قدم جلوتر آمد:
— چی؟! من؟ چرا باید با تو بیام؟ تو یه وحشیِ بی‌رحمی که کشورم رو نابود کردی! عمراً پامو توی اون قصر نفرین‌شده‌ت بذارم!
جونگ‌کوک اصلاً با او بحث نکرد. حتی جواب لجبازی‌اش را هم نداد. فقط رویش را چرخاند و رو به جیمین گفت:
— سوار اژدهایش کنید. همین الان حرکت می‌کنیم.
— هی! با توام جئون جونگ‌کوک! دستت به من بخوره تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم! بگذارین برم!
الوآ داد می‌زد و سعی می‌کرد خودش را از دست نگهبانانی که به دستور جیمین جلو آمده بودند رها کند، اما جثه‌ی ظریفش در برابر آن‌ها هیچ بود. چشم‌هایش پر از اشکِ عصبانیت و بغض شده بود، ولی با سرسختی تمام پایش را روی زمین می‌کوبید و مقاومت می‌کرد.
تهیونگ جلوی الوآ ایستاد و لبخند شیطنت‌آمیزی زد:
— آروم‌تر پرنسس خانم! حنجره‌ت رو برای قصر بلادمور نگه دار، اونجا جیغ کشیدن بیشتر کیف میده!
الوآ نگاه خشمگینی به تهیونگ انداخت:
— تو یکی دیگه حرف نزن! همه‌تون دیوونه‌اید!
همان‌طور که الوآ را با اجبار به سمت بیرون تالار و اژدهایان می‌بردند، او مدام به جونگ‌کوک ناسزا می‌گفت. اما جونگ‌کوک حتی برنگشت تا نگاهش کند. دستش را روی سینه‌اش فشرد؛ سوزش زهر شدیدتر شده بود، اما حالا می‌دانست «کلیدِ زنده ماندنش» درست چند قدم پشت سرش راه می‌رود.
ادامه دارد...

شرط ها = ۳۰ لایک ــ ۳۰ کامنت ــ ۱۰ بازنشر
#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DragonFantasy #RoyalRomance #DarkRomance #AngstRomance #HistoricalFantasy #FantasyRomance #JungkookFF #WattpadStory #WisgoonFF #Arendelle #Bloodmore #DragonRiders #FictionStory
دیدگاه ها (۲۰)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط