داستان دیابلو پارت هشتم
داستان (دیابلو). پارت هشتم
آنی رو بردن تا کریس بیاد دنبالشون منتظر موندن ۱۵ دقیقه طول کشید ولی اون کریس نبود اون مردی عینکی با دست آهنی که اگر آهن رو دربیاره زیرش یه
چاقوی تیز هست به اسم دیابلو : شروع کرد به کشتن و مبارزه با اونایی که آنی
رو بردن چند تاشون زندگی شون رو از دست دادن و چند تاشون هنوز داشتن مبارزه میکردند تا اینکه ........
🩵🩵 ببخشید این روزا نمیتونم سریع پارت هارو بزارم 🥲🥲
آنی رو بردن تا کریس بیاد دنبالشون منتظر موندن ۱۵ دقیقه طول کشید ولی اون کریس نبود اون مردی عینکی با دست آهنی که اگر آهن رو دربیاره زیرش یه
چاقوی تیز هست به اسم دیابلو : شروع کرد به کشتن و مبارزه با اونایی که آنی
رو بردن چند تاشون زندگی شون رو از دست دادن و چند تاشون هنوز داشتن مبارزه میکردند تا اینکه ........
🩵🩵 ببخشید این روزا نمیتونم سریع پارت هارو بزارم 🥲🥲
- ۳۹۴
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط