امـشب نـدانــم ای بـت زیـبا چه می کنی

امـشب نـدانــم ای بـت زیـبا چه می کنی
ما بی تو خون خوریم تو بی ما چه می کنی

گـویی که هـمچـو مایی و بی ما بسر بری
برگـو که عـاشقـی و شـکیـبـا چه می کنی

یک آسمان ستاره شب است زیـر دامـنم
ای مـاه من بگو که تو شب ها چه می کـنی

خون ریخـتن به ناحق و با غـیر ساخـتن
امـــروز مــی تــوانــی فـــردا چـه می کنی

گـل را بـرای صـحـبـت خـار آفـریـده انـد
بیـچاره بلـبل این هـمه غـوغـا چه می کنی

گـیرم جفـا کنی و نهـانـی خـطا کـنی
با آن دو مـسـت نرگـس گـویا چه می کنی

گیرم که آه و ناله نهـان می کـنی عـماد
با اشک هـای دیـده ی رسوا چه می کنی

عماد خراسانی
دیدگاه ها (۲)

امـشب نـدانــم ای بـت زیـبا چه می کنی ما بی تو خون خوریم تو ...

اهل گردم ، دل دیوانه اگر بگذارد ؟     نخورم می ، غم جانانه ا...

آخر به جفای تو ستمکار چه سازمبا خون تو ای شوخ جفا کار چه ساز...

حسین ارسلان

‌ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ...

...کنار تو چه‌غوغا می‌شود وقتی‌که با ماییزمانی‌که تویی و من ...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو راخبر از سرزنش خار جفا نیست...

عماد خراسانی

مهناز الله وردی میگونی

ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو سوره هل اتی بخوان نکته لاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط