من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافل

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن نشوم ، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام تعهد به نامحرم ، بر خود حرام کرده اند!

نه ! این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ، رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی ! رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم مراعات کن ! بر گرد و اندکی بیاندیش ؛ ... ما خون دلها خورده ایم !
دیدگاه ها (۱)

من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای ...

آیا انسان گمان میکند که ما هرگز استخوان هایشان را جمع نخواهی...

چادر را جلو تر بردم دو سه تاری از مویم بیرون بود! پسری دید و...

همیشه بهـشت زیر پای مــادران نیست… گاهی شعلـه های جهــنم زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط