‍ چه کسی نشانی ام را به تو داد؟؟ از کجا به جزیره انتظارم

‍ چه کسی نشانی ام را به تو داد؟؟ از کجا به جزیره انتظارم رسیدی؟؟ وچگونه روح و جانم را تسخیر خود نمودی؟؟ مرا همان دختر سرکش و مغرور
تو در سکوت آمدی
باوقار وابهتی وصف ناپذیر
من در نیمه ی کوچه تنهایی
از آغوش ترس می گریختم..نگاهت نگاهم را بلعید کلام افسونگرت قلبم را بوسید
دستهای مردانه ات
تن پوش شعر های عریانم شد
واجاق آغوشت،شب بیداری های مزمن ام را خواب کرد...
گفتی با من بیا
نپرس کجا
نپرس تا کی
تنها با من بیا

هم شانه ات شدم
گنک و دستپاچه
و مرا مجالی جز عاشق شدن نبود... حال در انتهای کوچه ام
بدون نگاهت
بدون دست هایت
بدون کلامت...ومن در آغوش ترس
سؤال های بی جوابم را می بارم....
دیدگاه ها (۱۳)

بوته های دلتـنگــی ِ من نه آب می خواهد..!!و نه حـتئ آفـتــــ...

ظالمان از قلب مردم ، عشق را دزدیده اندخنده را از لب گرفته ، ...

دارم برایت روی دیوار دلم خط می کشمو تمام دلتنگی هایم را سربس...

آنقدر"دوستت دارم"ها"دلتنگی"ها"خاطرات"به زبان های گوناگون روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط