باز هم در سر من

باز هم در سرِ من
ثانیه ها می کوبند
باز هم در دل من
قافیه ها می جوشند
باز چشمانِ تو در خواب
و دلم بیدار است
یا که من مستم و
یا اینکه قلم بیمار است
چه کنم حالِ دلم
حالِ قلم رنجور است
آنکه نزدیک ترین است
به قلبم دور است
باز دیوار اتاقم
به خیالم تنگ است
این چه حالی ست
که هر شب به خیالم جنگ است
دیدگاه ها (۶)

.کفر ها پیش نگاهت همگی ایماننددرد ها با تو بیایند همان درمان...

به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگارپرم از حسرت دیدار و تو...

میزند رنگین کمان از بعد باران غم مخور گل به گل وا میشود از ن...

ابر و باران و مه و باد خمارِ من و توستعالمِ عشق، فرح بخشِ به...

#سناریو #درخواستی#چندپارتیپارت ۵وقتی توی اتاق خوابمونیم که ی...

پارت ۲۱ رز وحشیات... توی اتاقم روی تخت دراز بودم دلم برای ما...

درخاستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط