«آقا هندونه‌هاش خوبه؟»

«آقا هندونه‌هاش خوبه؟»
خودمون میدونیم جواب چیه؛ معلومه که میگه «خوبه».
همونقدر که ما از دل هندونه خبر داریم، اونم داره. ولی وقتی قرار به انتخابه، به اون «خوبه» نیاز داریم.
با دست میزنیم رو هندونه تا صدای طبل بده. اونم میزنه. زیر دست جفتمون یه صدا میده، ولی صدای طبل اون مطمئن‌تره، خاطرجمع‌ تره. اصلا من مطمئنم بعضی از هندونه‌های خوبی‌ که تو خونه شکستیم، قبلش سفید بودن، ولی توی راه با خاطرجمعیِ ما رسیدن، سرخ شدن، شیرین شدن.
یه وقتایی که باید بریم و هیچکی تهِ راهو نمیبینه، به شنیدنِ این «خوبه» نیاز داریم؛ به یه «خوبه»ی محکم و مطمئن. به یکی که بیخیالِ دودوتا چارتای دنیا از زیر دستش صدای طبلِ حرکت بشنویم و خاطرجمع شیم که تهش شیرینه.
از من میشنوین؟ من میگم سرخه، شیرینه، راه بیفتین ...

• محمدجواداسعدی
دیدگاه ها (۹)

سلام تابستان !فصل خوب خاطره انگیزِ من ...نفسِ گرمِ تو را دوس...

#طنز

کی میدونه اون لحظه ای که سید_مهدی_موسوی گفت : بگذار تا مویی ...

شاید بگویی دلتنگی که شکلی ندارد...دلتنگی است دیگر ! امادلتنگ...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

چند پارتی کوک پارت ³ویو کوک کل راح ا.ت روی پاهام خوابیده بود...

Chapter Seven, S², Part ¹درست بعد از پشت سر گذاشتن مسافتی، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط