وقتی اون ...
(پارت هفتم)
.
نگاهش رو دنبال کردم و....
ویو ا/ت:
داشتیم راه میرفتیم که دیدم دوست نامزد سابقم دقیقا جلوم وایساده بود. داشت با بگو و بخند از شرابی که داخل جامی که در دستش بود میخورد . با نگاه کردن بهش یادم به تمام گریه هایی که براش کردم افتاد، زمانی که بخاطر یه دختر دیگه منو ول کرد ، وقتی با بیرحمی به من گفت که از زندگیش گم شم ، وقتی که مست میکرد میومد خونه حرفایی که باعث میشد قلبم تیکه تیکه شه میزد اما من میگفت چون مسته احتمالا خستن و از چیزی دلخوره. با به یاد آوری خاطرات بغضم رو کنترل کردم و پوزخندی به سادگی قدیمم زدم . به خودم اومدم و دیدم داره میاد سمتم که ....
با همکاری اماییی گشنگمممم
https://wisgoon.com/y737021
..🍓✨🦊
.
نگاهش رو دنبال کردم و....
ویو ا/ت:
داشتیم راه میرفتیم که دیدم دوست نامزد سابقم دقیقا جلوم وایساده بود. داشت با بگو و بخند از شرابی که داخل جامی که در دستش بود میخورد . با نگاه کردن بهش یادم به تمام گریه هایی که براش کردم افتاد، زمانی که بخاطر یه دختر دیگه منو ول کرد ، وقتی با بیرحمی به من گفت که از زندگیش گم شم ، وقتی که مست میکرد میومد خونه حرفایی که باعث میشد قلبم تیکه تیکه شه میزد اما من میگفت چون مسته احتمالا خستن و از چیزی دلخوره. با به یاد آوری خاطرات بغضم رو کنترل کردم و پوزخندی به سادگی قدیمم زدم . به خودم اومدم و دیدم داره میاد سمتم که ....
با همکاری اماییی گشنگمممم
https://wisgoon.com/y737021
..🍓✨🦊
- ۳.۵k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط