رفتن

رفتن
بهانه است ،
تا بدانم چقدر برای داشتنم
دلت را به دریا می زنی و
در چشم های من
غرق می شوی .

من
فعل رفتن را
برای
آمدن تو
به سمت آغوشم
صرف می کنم .
دیدگاه ها (۵)

باز گشتم امشب از میخانه , اما مست مستسر درون سینه و , تنهای ...

میگویی باران را دوست دارماما وقتی باران میبارد چتر به دست می...

من عاشقانهدوستش می داشتمو او عاقلانه طردم کرد...منطق او،حتی ...

طوری گفتم دوستت دارم؛که خدا از عصبانیت با مشت روی زمین کوبید...

چشم های تومی‌شود دریامی شود اقیانوس ومن قایق بی پارویی کهموج...

غرق چشم هایش شدم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط