ترسم

ترسم
این است
که از این همه "تـــــو"
یک آهِ جگر سوز‌؛
مانَد به دلــــــم ...
دیدگاه ها (۱)

‏هرچه تبر زدی مرا‏زخم نشد جوانه شد!

وقتی که هستی، دوستت دارم وقتی که نیستی، لحظه های دوست داشتنت...

گاهی حواسم را پرت می کنممی افتدجایی حوالی خیال ِ توو دلم گرم...

عقل یڪدل شدہ با عشق، فقط میترسمهم به حاشا بڪشد ، هم به تماشا...

امروز می‌خوام براتون روضه ی جگر سوز ( رقیه ) در کربلای خرمشه...

شبی از سوز دل گفتم قلم رابیا بنویس غم های دلم راگفتا برو بیم...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط