و مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلّ
و مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّه بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ[1]
و بعضی از مردم سخنان بیهوده را میخرند، تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوارکننده است!
شأن نزول:
بعضی از مفسران گفتهاند: آیه مورد بحث، درباره «نضر بن حارث» نازل شده است.
او مرد تاجری بود که به «ایران» سفر میکرد، و در ضمن، داستانهای «ایرانیان» را برای «قریش» بازگو مینمود، میگفت: اگر «محمّد» برای شما سرگذشت «عاد و ثمود» را نقل میکند، من داستانهای «رستم و اسفندیار»، و اخبار «کسری» و سلاطین عجم را باز میگویم!، آنها دور او را گرفته، استماع قرآن را ترک میگفتند.[2]
بعضی دیگر گفتهاند: این قسمت از آیات، درباره مردی نازل شده که کنیز خوانندهای را خریداری کرده بود، شب و روز برای او خوانندگی میکرد و او را از یاد خدا غافل میساخت.[3]
مرحوم «طبرسی» مفسر بزرگ، بعد از ذکر این شأن نزول، میگوید:
حدیثی که از پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه نقل شده، شأن نزول فوق را تأیید میکند؛ چرا که آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: لایَحِلُّ تَعْلِیْمُ الْمُغَنِّیاتِ وَ لا بَیْعُهُنَّ، وَ أَثْمانُهُنَّ حَرامٌ وَ قَدْ نَزَلَ تَصْدِیْقُ ذلِکَ فِی کِتابِ اللَّه تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیْثِ ...:
«آموزش دادن کنیزان خواننده، و خرید و فروش آنها حرام است و درآمدی که ازاین راه به دست میآید نیز حرام است، گواه این مطلب چیزی است که خداوند در کتابش فرموده: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیْثِ ...».
منبع: شأن نزول آیات قرآن،
[1] . لقمان 6.
[2] . (1) «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج 9، ص 135، ج 22، ص 64، و ج 108، ص 120؛ «المیزان»، ج 16، ص 212؛ «اسباب نزول الآیات» واحدی نیشابوری، ص 233.
[3] . (2) «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج 9، ص 136؛ «اسباب نزول الآیات» واحدی نیشابوری، ص 233
و بعضی از مردم سخنان بیهوده را میخرند، تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوارکننده است!
شأن نزول:
بعضی از مفسران گفتهاند: آیه مورد بحث، درباره «نضر بن حارث» نازل شده است.
او مرد تاجری بود که به «ایران» سفر میکرد، و در ضمن، داستانهای «ایرانیان» را برای «قریش» بازگو مینمود، میگفت: اگر «محمّد» برای شما سرگذشت «عاد و ثمود» را نقل میکند، من داستانهای «رستم و اسفندیار»، و اخبار «کسری» و سلاطین عجم را باز میگویم!، آنها دور او را گرفته، استماع قرآن را ترک میگفتند.[2]
بعضی دیگر گفتهاند: این قسمت از آیات، درباره مردی نازل شده که کنیز خوانندهای را خریداری کرده بود، شب و روز برای او خوانندگی میکرد و او را از یاد خدا غافل میساخت.[3]
مرحوم «طبرسی» مفسر بزرگ، بعد از ذکر این شأن نزول، میگوید:
حدیثی که از پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه نقل شده، شأن نزول فوق را تأیید میکند؛ چرا که آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: لایَحِلُّ تَعْلِیْمُ الْمُغَنِّیاتِ وَ لا بَیْعُهُنَّ، وَ أَثْمانُهُنَّ حَرامٌ وَ قَدْ نَزَلَ تَصْدِیْقُ ذلِکَ فِی کِتابِ اللَّه تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیْثِ ...:
«آموزش دادن کنیزان خواننده، و خرید و فروش آنها حرام است و درآمدی که ازاین راه به دست میآید نیز حرام است، گواه این مطلب چیزی است که خداوند در کتابش فرموده: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیْثِ ...».
منبع: شأن نزول آیات قرآن،
[1] . لقمان 6.
[2] . (1) «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج 9، ص 135، ج 22، ص 64، و ج 108، ص 120؛ «المیزان»، ج 16، ص 212؛ «اسباب نزول الآیات» واحدی نیشابوری، ص 233.
[3] . (2) «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج 9، ص 136؛ «اسباب نزول الآیات» واحدی نیشابوری، ص 233
- ۱.۱k
- ۱۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط