مرور میکنم این خاطرات مبهم را

.
.
مرور می‌کنم این خاطرات مبهم را
همان شبی که به چشمت نگاه کردم را
.
همان شبی که دلم رفت و برنگشت از تو
همان شبی که شدم کیش و مات کم‌کم را
.
به خون نشستن چشمی که خیره مانده به در
و درد دوری و اشک و هجوم ماتم را
.
ببین به پای تو یک عمر من قدم زده ام
تمام کوچه و پس‌کوچه‌های درهم را
.
مرور می‌کنم و می‌رسم به آخر خط
مرور می‌کنم آن لحظه‌ای که مردم را
.
مرور کردم و مثل همیشه فهمیدم
که بی تو ثانیه‌ها می‌کُشند آدم را
.
.
#معصومه_زارعی_رضایی
دیدگاه ها (۱)

اللهم ارزقنا توفیق شهاده

اللهم ارزقنا توفیق شهاده

فتم برو محبوب من ای کاشجان دوتا مان پیشکش می شدمعصومه زارعی ...

من نفس میکشمتو میجنگیمن جوانی میکنمتو دفاع میکنیمن درآرزوی ش...

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ²⁴ ولی نه از روی دوست داشتن از روی ...

کیش و مات 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط