می‌توانم امشب

می‌توانم امشب
شعرها بنویسم از همیشه غمگین‌تر؛
دوستش داشتم، او هم ‌گاهی
دوستم می‌داشت...
می‌توانم امشب
شعرها بنویسم از همیشه غمگین‌تر؛
به خیال این‌که او با من نیست...
چه کوتاه است عشق،
و چه طولانی‌ست فراموشی!
دیدگاه ها (۷)

بی قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست...آه بیتاب شدن عادت کم حو...

تنهایی من شکل فنجانچایی‌ام شده استکوچک، غمگین، کم رنگاما همی...

نیستی و حالاتمام مردم شهر شبیه تو لباس می‌پوشند،و خیابان‌ها ...

بهاي سنگيني دادمتا بفهمم كسي را كه قصد ماندن نداردبايد راهي ...

تو کیستی؟!که سفر کردن از هوایت رانمی توانم،حتی به بالهای خیا...

همیشه درد از نبودن‌ها نیست گاهی درد از بودن‌های پوشالی‌ست که...

ــ دوستش داشتی؟ــ آری...چون جان خویشــ چقدر؟ــ به وسعت تمامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط