ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎ ﭘﺮﯾﺪ، ﺍﺯ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﺷﺪﯾﺪ

ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ... ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺪﯾﺪ...
دیدگاه ها (۱)

تو بالکن نشستم...آهنگ داریوش رو گذاشتم و داشتم بهش فکر میکرد...

خبر مرگم را که شنیدیگریه نکن...موهایت را کوتاه کنرژ قرمز بزن...

هر شب کتک کاری ست در ذهنمبا شعرهایی که نمی گویم ؛باور نمی کر...

سرما خورده بودم ؛شیر و شکلات و آویشن دلم خواسته بود ،و هیچ ک...

🌷🌷🌷ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ...ﺍﻣﺎ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﻨﮕﻔﺮﺵ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ...

🩵❄️#زمستان‌است‌و‌بی‌برگی❄️🩵.#ﻣﻦ‌ﻣﯽ‌ﺩﺍﻧﻢ ! ﺗﻮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﺩﺭ ﻫﺠﻮﻡِ ...

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﮎ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﺍﺳﺖ...🍃ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻭﺳﺘﯽ، ﻫﻤﺪﻣﯽ، ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط