صدایش از اعماق قلبش به گوش میرسید. صدایش خبر از چه میدهد؟

صدایش از اعماق قلبش به گوش میرسید. صدایش خبر از چه میدهد؟ عشق یا نفرت؟ رفتن یا ماندن؟ ناگهان فقط صای خراشیده ای به گوش میرسد. عرشه به تنم میافتد! سه، دو، یک همه چیز به پایان میرسد. ای کاش شماره معکوس زندگی بی پایان بود! ای کاش هیچ ای کاشی نبود!
دیدگاه ها (۱)

شب خوشبچه هابرام دعاکنیدفردا امتحان دارم

سلام صبح بخیر

ما انسانها مثل مداد رنگی هستیم. شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر ن...

گوشهایم را می گیرم... چشم هایم را می بندم... و زبانم را گاز ...

پارت پانزدهم | چرا ازم دفاع کردی؟بعد از تمام شدن کلاس...همه ...

رمان | آخرین زنگِ قبل از خداحافظی🏀⃢⋆ژانر: مدرسه‌ای | عاشقانه...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۱ صدای زنگ ساعت، سکوت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط