دختر کوچولو به مهمون گفت:میخای عروسکامو ببینی؟

دختر کوچولو به مهمون گفت:میخای عروسکامو ببینی؟
مهمون با مهربونی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
بین اونا
یه عروسک باربی هم بود.
مهمون از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
... و پیش خودش فکر کرد:حتما باربی!
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تیکه پاره ای که یه دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمون با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه ...

دلی رو نشکونیم...عروسکام دل دارن چه برسه به آدما...

#عروسک #دخترونه
دیدگاه ها (۲۵)

😊

@miss--fatihttp://www.wisgoon.com/pin/16723185/دوستای گلم دو...

دخملم داره واسه آجیش لاک میزنه!!😊 😊 😍 😍 😍 😍 #دخترونه

دیر کرده ای...عقربه ها گیر کرده اند در گلوی من...انگار که رد...

vip room (part 5)

شاید...مادربزرگ با مهربانی رو به نوه اشکه چشمانی به رنگ جنگل...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط