یاد او آمد دوباره در سرم

یاد او آمد دوباره در سرم

نغمه ی لالاییِ شیرین او

خاطرات و یاد عشقِ مادرم
 
 

عطر مادر پر شده در خانه ام

مهد غمها آن رفیق بی کلک

او که وصف عشقِ بی آلایشش

میرود از خانه تا اوج فلک


با غم و با غصه ها هم بسترم

از همان روزی که مادر پرکشید

کوه غمها شد هم آغوش دلم

قلب من مینای ماتم را چشید
دیدگاه ها (۶)

تنها ترین بهانه برای زندگی ست مادر.دخترم برام فرستاد

...........|""""""""""""""" " """"""""|\|_ ...........|.......

داستانک محتاج دعا

🎈 #گندممادرم زن معتقدی بود؛همان بیست و چند سال پیش که ازدوا...

مادرم زن معتقدی بود؛همان بیست و چند سال پیش که ازدواج کرد نه...

زنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنیدساعتی را با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط