این روزها بغض زمستان ترکیده است...

این روزها بغض زمستان ترکیده است...
میداند رفتنی است...
.

وبهار آرام آرام آغوش میگشایدو عطر گیسوانش را غرق مشاممان میسازد.همه ما از راههایی دور آمده ایم!
.

با خستگیها..بغضها..شکستها..اشکها...شادیها...
.

چه روزهایی را گذراندیم و سخت...
.

اما هیچ کدام از اینها را بهار نمیدانداو فقط امده است تا دوباره وجودمان را در آغوش بگیرد ...
.
دوستـــم !!! .

گذشته ،تاریخ است ... و آینده تو هیچ ربطی به گذشته ات ندارد ...
.
پاک کن ضمیر جانت را این روزها که خانه تکانی میکنی خانه ات را!
نرم نرمک!
.

صدای پای بهار می آید...
.

آغوش بگشای برای بهاری جدید زمستان رفتنی است...
دیدگاه ها (۱)

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شدز...

تو مرا فراموش میکنیزنی را که در آغوشِ اَمن و مهربانت گُم شد...

ریتوا لوکانن

خیلی خوشگله واقعااااا

حق به توان هزارررررررر :)

ظالمممممممممم :/

شبکه حرومزاده اینترناشنال ♦️عصبانیت صفحه اصلی اسرائیل و شبکه...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲۳. حد سخن: ای صاحب کل...

#کیم_سوکجین

«صحیفهٔ مهدویِ بهرام محمدی: دکترینِ مهندسیِ اراده و حَدِّ تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط