گاهی خسته میشود...خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی

گاهی خسته میشود...خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی

خسته از انتظار برروی تخت

خسته از تهوع های بی وقت....خسته از نگاه دیگران

خسته از جمله تکراری " خدایا شفایش بده"

خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است.

گاهی با خود میگوید." کی تمام میشود"..

بدون اینکه معنای تمام برایش معلوم باشد

خــــدایا....
هنوز به تو امیدوار است.. وهنوز از این امید خسته نشده!!!

به فکرش باش بی گناهترین است...
دیدگاه ها (۲۵)

حالت که خراب باشددلت که گرفته باشدهیچ چیز آرامت نمی کندحوصله...

ادرس بدم تشریف بیارید یه چای دور هم بزنیم؟؟؟ قلم کاغذ دستت ب...

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﻣﺸﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ... ...

وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم م...

بازی ارواح در شعله آتش¹..باد وزیدن گرفت.از میان دالان ها گذشت و زیر ابریشم ها،جسم گرفت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط