هر وقت کم می اورم می گویم اصلا مهم نیست اما تو که میدانی
هر وقت کم می اورم می گویم اصلا مهم نیست اما تو که میدانی نبودنت چقدر مهم است.
دیر باریدی باران .خیلی دیر،من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.
تنهایم اما دلتنگ اغوشی نیستم
خسته ام ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم
چشم هایم تر هستند و قرمز، ولی رازی ندارم
چون مدتهاست دیگر کسی را خیلی دوست ندارم.
تکیه بده……
اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد.
دلم گرفته از روزگار….
که آدمهایش همچون هوایش ناپایدارند….
گاه انقدر پاک که باورت نمی شود..
گاه چنان بی معرفت که نفست می گیرد.
فراموشم نکن …
شاید سالها بعد ، در گذر خیابانها ،از کنار هم بگویی آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.
دیر باریدی باران .خیلی دیر،من مدتهاست در حجم نبودن کسی خشکیده ام.
تنهایم اما دلتنگ اغوشی نیستم
خسته ام ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم
چشم هایم تر هستند و قرمز، ولی رازی ندارم
چون مدتهاست دیگر کسی را خیلی دوست ندارم.
تکیه بده……
اما به شانه هایی که اگر خوابت برد سرت را زمین نگذارد.
دلم گرفته از روزگار….
که آدمهایش همچون هوایش ناپایدارند….
گاه انقدر پاک که باورت نمی شود..
گاه چنان بی معرفت که نفست می گیرد.
فراموشم نکن …
شاید سالها بعد ، در گذر خیابانها ،از کنار هم بگویی آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.
- ۱.۳k
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط