دختري پشت يک هزار تومنينوشته بود؛

دختري پشت يک هزار تومنينوشته بود؛
پدر معتادم براي همين پولي که پيش توست مرا يک شب به دسته صاحب خانه مان سپرد
خدايا چقدر ميگري شب اول قبر بزاري قبل از اين که تو سوال کني من ازت بپرسم چرا..؟
دیدگاه ها (۲)

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

🖤 معارفه | «قلبی در قلمرو دشمن»او جونگ‌کوک بود؛۲۲ ساله، رئیس...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

تقدیم حضرت جانانم🌻💖💖🌻من شیفته‌ی شیوه‌ی بینظیرِ تو در رفاقت ک...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕ماه‌ها بعد، یونا دوباره نقاشی کرد....

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت۱۰----------------------------------------⭐🌕...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط