خاموش شدی در من ، درست مثل سیگاری نیمه که پرت کرده باشند

خاموش شدی در من ، درست مثل سیگاری نیمه که پرت کرده باشند میان جوی
این سیگار که در دست من است ، می سوزد و صدایش در نمی آید ؛ درست مثل خود من در دست خاطرات تو !
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

در پی آن آرزوی بی‌کرانای رضا در طلب این آشیان خسته و تنها شد...

🔴پزشکیان، زمان انتخابات: نمی‌خواهم مردم مدام چشمشان به اخبار...

فقط بعضی شب‌ها،میانِ سکوتِ خانه،ناگهان چیزی در دل آدم سنگین ...

برخی ها هستند که نه تنها حسنات و سیئات را محاسبه می کنند، نه...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

- به عطرِ گل می‌مانی به طراوات باران، به سبزیِ جنگل‌هایِ هیر...

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط