حتی در شکم نهنگ هم امیدی وجود داشت،

حتی در شکم نهنگ هم امیدی وجود داشت،
هنگامی که یونس(ع)خدا را در دل نهنگ خواند و خداوند اجابتش کرد

آنوقت ما گاه با کمترین مشکلی
امید خود را از دست می‌دهیم.

دعا امیدی است بی‌پایان.
دیدگاه ها (۳)

پيامبر مهربانی صلى الله عليه و آله:هر گاه يكى از شما دعا كرد...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

🤍🌿 همه چیز را به او بسپاریم... 🕊️✨گاهی در میان نگرانی‌ها و ا...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت چهارم : حضرت امام سجاد علیه السلا...

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط