بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد

بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد
ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد


دست بر قلرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

دست هایت دردهایم را تسلا میدهد


با من درمانده و شیدا سخن تازه کن

حرفهایت طعم شیرین بهاران میدهد


وقت رفتن لحضه ای برگرد قبرم را ببین

بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد
دیدگاه ها (۱)

امشب غزل با نام  باران مینویسمباجوهر اشک  فراوان مینویسمامشب...

گفتم ای دل، نروی... خار شوی، زار شوی... ...

دوست دارم غزلت باشم و باشی بغلمشعر اذان بوسه به لبهای تو خیر...

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشتیا ناله من در دل سنگت اثری داش...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن )ادامه پارت یازدهم : غافل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط