"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:13


یه تابه از کمد برداشت و کتلتارو ریخت توش.
با لمس کتلتا فهمید که گرمن.
برگشت و به جونگکوک نگاه کرد.

جونگکوک که حالا تو آشپزخونه بود.
با تعجب ابروش رو بالا آورد.
_چیزی شده؟
دیار دوباره دفترچه رو نشون داد.

شروع کرد به خوندم:«اینا که گرمهه»
جونگکوک با تک خند گفت:گرمن داغ که نیستن.

دیار با چشم غوره به سمت گاز برگشت.

جونگکوک شروع کرد به دید زدن به سرتاپاش.
ولی کاپشنش نمیزاشت بیشتر از این ببینه.

رو میز ناهار خوری نشست و به دیار نگاه کرد.

بلند شد و به سمتش رفت پشتش ایستاد و دستشو دراز کرد.
دستشو از کنار گردنش دستشو عبور داد و یه لیوان برداشت.
دیدگاه ها (۱۷)

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔جونگکوک دقیقاً ساعت یک به خانه...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕ویو اِریاصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر ...

پارت ۱۳ — «نقشه‌ی دستپاچه‌کننده»صبح هنوز کامل شروع نشده بود ...

part ۴۰جونگکوک« خوب بیا از این طرف آهان رسدیم»& وایی اینا خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط