27
شانزدهمین فِرِستهء (پستِ) نارَهمند (غیرمرتبط) با تاریخ عربها و اسرائیلیها
_________________________________
در سال 590 زادروزی (میلادی) ، چون «ایران ساسانی» توانسته بود با قهرمانیهای «بهرام چوبین» (1) ، در برابر ترکهای همپیمانِ «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (2) ، به یک پیروزی درخشان ، دست یابد ؛ و چون شاهنشاه «هرمز چهارم» (3) ، سر سازگاری با دشمنِ ایران ، یا همان «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} را نداشت ؛ دو برادرزن «هرمز چهارم» ، بنامهای «ویستهم» (4) و «ویندویه» (5) ، که دستنشاندگان «امپراتوری روم خاوری» بودند ، بدستور اربابان رومی خود ، برپد (علیه) «هرمز چهارم» ، «براندازشی» (کودتائی) را براه انداختند و در روندِ این براندازش (کودتا) ، «هرمز چهارم» را کشتند ؛ و «خسروپرویز» (6) ، پسر 19 سالهء او را بر تخت شاهنشاهی ایران ساسانی نشاندند ؛ و با این کارِ خود ، «امپراتوری روم خاوری» را بر «ایران ساسانی» چیره گرداندند.
«بهرام چوبین» (1) که پس از پیروز شدن بر ترکها ، به فرازِ باختریِ (شمالِ غربیِ) کشور رفته بود تا شورشیانِ دو استان ایرانی «اَران» و «گرجستان» را سرکوب کند ؛ با دریافت گزارش (خبر) کشته شدن شاهنشاه «هرمز چهارم» ، با سپاه خود به تیسفون رفت ، تا کشندگان (قاتلین) «هرمز چهارم» را دستگیر کرده و کیفردهی (مجازات) کند ؛ ولی «خسروپرویز» ، در نامهای به «بهرام چوبین» ، به دروغ گفت که : «من چَممَندانه (بطور قانونی) و بدون خونریزی ، به شاهنشاهی «ایران ساسانی» رسیدهام ؛ پس بهتر است که برپد (علیه) من ، کاری را انجام ندهی» (1)(6).
«بهرام چوبین» ، که از رخدادِ «براندازش» (کودتا) ، آگاه شده بود ؛ این هشدار «خسروپرویز» را نادیده گرفت ، و پس از چند روز ، بهمراه سپاه کوچک خود ، به کنار «آبراه نهروان» ، در 60 کیلومتری فرازخاوری (شمال شرقی) «تیسفون» رسید ؛ و در آنجا ، به سپاه بزرگ «خسروپرویز» تاخت ؛ و از آنرو که توان روانیِ سپاهیان «بهرام چوبین» ، بیشتر بود ؛ این جنگ با پیروزی «بهرام چوبین» ، به پایان رسید ؛ و «بهرام چوبین» ، دادآوردانه (بهحق) به فرپیشهء (مقام) شاهنشاهی «ایران ساسانی» رسید ؛ و «خسروپرویز» ، بهمراه زنان خود ، و دو دائیاش ، «ویستهم» (4) و «ویندویه» (5) ، به قلمروی «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) ، گریخت ؛ و از امپراتور بیزانس ، که «موریس» (7) نام داشت ، درخواست کمک کرد.
«خسروپرویز» سپس ، با سپاه بسیار بزرگی که از «موریس» (7) ، امپراتور «رومِ خاوری»{بیزانس} ، گرفته بود ؛ به قلمروی «ایران ساسانی» تاخت ، و با شکست دادن «بهرام چوبین» ، نادادآوردانه (نابحق) ، بر تخت شاهنشاهیِ «ایرانِ ساسانی» نشست ؛ و فرمانبری کردن از «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) را آغاز کرد.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Bahram_Chobin
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Hormizd_IV
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Vistahm
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Vinduyih
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Khosrow_II
(7) خواهشمندم که نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیای انگلیسی با سرنامِ (عنوانِ) زیر را با گوگل بیابید و آنرا بخوانید:
Maurice (emperor)
_________________________________
در سال 590 زادروزی (میلادی) ، چون «ایران ساسانی» توانسته بود با قهرمانیهای «بهرام چوبین» (1) ، در برابر ترکهای همپیمانِ «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} (2) ، به یک پیروزی درخشان ، دست یابد ؛ و چون شاهنشاه «هرمز چهارم» (3) ، سر سازگاری با دشمنِ ایران ، یا همان «امپراتوری روم خاوری» {بیزانس} را نداشت ؛ دو برادرزن «هرمز چهارم» ، بنامهای «ویستهم» (4) و «ویندویه» (5) ، که دستنشاندگان «امپراتوری روم خاوری» بودند ، بدستور اربابان رومی خود ، برپد (علیه) «هرمز چهارم» ، «براندازشی» (کودتائی) را براه انداختند و در روندِ این براندازش (کودتا) ، «هرمز چهارم» را کشتند ؛ و «خسروپرویز» (6) ، پسر 19 سالهء او را بر تخت شاهنشاهی ایران ساسانی نشاندند ؛ و با این کارِ خود ، «امپراتوری روم خاوری» را بر «ایران ساسانی» چیره گرداندند.
«بهرام چوبین» (1) که پس از پیروز شدن بر ترکها ، به فرازِ باختریِ (شمالِ غربیِ) کشور رفته بود تا شورشیانِ دو استان ایرانی «اَران» و «گرجستان» را سرکوب کند ؛ با دریافت گزارش (خبر) کشته شدن شاهنشاه «هرمز چهارم» ، با سپاه خود به تیسفون رفت ، تا کشندگان (قاتلین) «هرمز چهارم» را دستگیر کرده و کیفردهی (مجازات) کند ؛ ولی «خسروپرویز» ، در نامهای به «بهرام چوبین» ، به دروغ گفت که : «من چَممَندانه (بطور قانونی) و بدون خونریزی ، به شاهنشاهی «ایران ساسانی» رسیدهام ؛ پس بهتر است که برپد (علیه) من ، کاری را انجام ندهی» (1)(6).
«بهرام چوبین» ، که از رخدادِ «براندازش» (کودتا) ، آگاه شده بود ؛ این هشدار «خسروپرویز» را نادیده گرفت ، و پس از چند روز ، بهمراه سپاه کوچک خود ، به کنار «آبراه نهروان» ، در 60 کیلومتری فرازخاوری (شمال شرقی) «تیسفون» رسید ؛ و در آنجا ، به سپاه بزرگ «خسروپرویز» تاخت ؛ و از آنرو که توان روانیِ سپاهیان «بهرام چوبین» ، بیشتر بود ؛ این جنگ با پیروزی «بهرام چوبین» ، به پایان رسید ؛ و «بهرام چوبین» ، دادآوردانه (بهحق) به فرپیشهء (مقام) شاهنشاهی «ایران ساسانی» رسید ؛ و «خسروپرویز» ، بهمراه زنان خود ، و دو دائیاش ، «ویستهم» (4) و «ویندویه» (5) ، به قلمروی «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) ، گریخت ؛ و از امپراتور بیزانس ، که «موریس» (7) نام داشت ، درخواست کمک کرد.
«خسروپرویز» سپس ، با سپاه بسیار بزرگی که از «موریس» (7) ، امپراتور «رومِ خاوری»{بیزانس} ، گرفته بود ؛ به قلمروی «ایران ساسانی» تاخت ، و با شکست دادن «بهرام چوبین» ، نادادآوردانه (نابحق) ، بر تخت شاهنشاهیِ «ایرانِ ساسانی» نشست ؛ و فرمانبری کردن از «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) را آغاز کرد.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Bahram_Chobin
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Byzantine_Empire
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Hormizd_IV
(4) https://en.wikipedia.org/wiki/Vistahm
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Vinduyih
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Khosrow_II
(7) خواهشمندم که نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیای انگلیسی با سرنامِ (عنوانِ) زیر را با گوگل بیابید و آنرا بخوانید:
Maurice (emperor)
- ۲.۶k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط