شیرجه های نرفته

شیرجه های نرفته

گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارند.
دیدگاه ها (۴)

من به بهانه ی رسیدن به زندگی ...همیشه زندگی را کشته ام...

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازداما وقتی زمانش برسد فق...

بعضی از زخمها رو باید درمان کنی..تا بتونی به راهت ادامه بدی....

ای کاش که دنیا ز کرامات ثمر داشتای کاش که دین مختصری فتح و ظ...

گاهی هم او را خندانده‌اممی‌خواهم بگویمتمامِ عمرم هم هدر نرفت...

ذغال های خاموش را کنار زغال روشن می گذارند تا روشن شودهم نشی...

گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت❤️🍁✨گاهی گمان نمی کنی ولی خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط