تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی
که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت،
دلتنگی ام را به باد می سپارد...
h®z
ﻋﻜﺲ اﺯ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻭﻝ ﻋﺼﺮ, ﺗﻬﺮاﻥ
دیدگاه ها (۴)

ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻳﻪ ﺭﻭﻣﺎن اﺯ ﻫﺪاﻳﺖﮔﻮﺵ ﺩاﺩﻥ اﻫﻨﮕﻲ اﺯeagles,ﻧﺴﻜﺎﻓﻪ ﺩاﻍ و...

دلم تنگ می‌شود گاهی برای یک....... دو "فنجان قهوه داغ" سه"رو...

ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﻦ و اﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﺎﻱ ﺗﻜﺮاﺭﻱﻫﻤﺮاﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﻲ ﻫﺎﻱ اﻟﻜﻲﺷﺎﻳﺪ ﻣﺮﮒ...

ﺩاﺷﺘﻦ ﻭﻗﺖ اﺯاﺩ و ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﺖ ﺗﻮﻱ ﻳﻪ ﺑﻌﺪ اﺯ ﻇﻬﺮ ﻛﻮﺗﺎ...

P. 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط