قطره قطره به هوای چه کسی لبریزم

قطره قطره به هوای چه کسی لبریزم
شمعِ بی نورم و از شعله نمی پرهیزم

کامِ فرهاد اگر تلخ کند شیرینش
پای کوهِ غم او می کشدم پرویزم

حال توفانی من معرکه ی روزِ جزا
سالِ بی حاصلی و فصل پر از پاییزم

شاخه ام دسته ی طغیان تبر خواهد شد
آه ، لعنت به من و دامنِ دشمن خیزم

هر که را چشمه ی چشمم چو گلی پروده
مثلِ خاری شدم و زخم به دل می ریزم

قامتِ سروِ تو چون دارِ اناالحق شد و من
عاقبت مضطرب از پای تو بر می خیزم
دیدگاه ها (۱)

قطره قطره به هوای چه کسی لبریزمشمعِ بی نورم و از شعله نمی پر...

عاشقانه

بی تو باغی وسط ِ همهمه‌ی پاییزمخالی‌ام از خود و از حسرتِ تو ...

امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در سکوت سپید ...

#فروغ_فرخزادامشب از آسمان دیده‌ی توروی شعرم ستاره می‌بارددر ...

حمدالله لطفی شاعر ایوانغربی

🙃❤... بعضی‌حرف‌هابه‌جای‌گفته‌شدن نوشته‌می‌شوند،بعضی‌حرف‌هابه...

یادش بخیر... :)

آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد ...حافظ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط