ادامه چپتر ششم
ادامه چپتر ششم
سانزو باز هم اول همه، یک پیژامه صورتی با طرح خرگوشهای کارتونی بزرگ به سمت هانا گرفت. «بیا این! نرم و خوشگل! شبیه خرگوشهای بامزه!»
مایکی ابروهایش را بالا انداخت. یک ست سادهی سفید-خاکستری از برندی معروف را انتخاب کرد. «برای خواب، سادگی بهترینه.»
ران یک ست ابریشمی یاسیرنگ برداشت. «ابریشم برای خواب عالیه. هم خنکه هم شیک. این به تو یه حال و هوای خاص میده.»
کوکو یه تیشرت لانگ مشکی طلایی با شلوارک پیشنهاد داد
اما ریندو، با لبخندی آرام، یک ست صورتی-آبی با طرح شخصیتهای انیمهای کاوایی برداشت. «بچه که هستی، بچگی کن. بقیهش به اندازهی کافی زود میاد.»
هانا این بار هم چند لحظه فکر کرد. اما نگاهش به یک دست لباس راحتی مخملی مشکی با خطوط قرمز افتاد. یک هودی بزرگ مشکی با گوشهای شیطانی و یک شلوار گشاد مشکی. او دوباره آن را برداشت و گفت: «میخوام این باشه.»
سانزو با ناامیدی لباس صورتی را پس زد و زیر لب گفت: «باشه، باشه... من بعداً کمکت میکنم سلیقهات رو عوض کنی...»
مایکی، در حالی که لبخندی زیر چهره سردش پنهان بود، تمام لباسها را خرید و بعد از فروشگاه خارج شد. وقتی در راه بازگشت به سمت ماشین، سانزو دستش را روی شانهی هانا گذاشت کوکو هم مراقب بود هانا نیفته و ران موهایش را مرتب کرد و ریندو کیفهای خرید را حمل کرد، مایکی نگاه حسودی به صحنه انداخت.
او در دلش فکر کرد: *«هانا دختر منه... ولی چرا انگار همه دارن نقش پدرش رو بازی میکنن...؟»* و با همان دلخوری، ماشین را روشن کرد.
خب اینم از این اول از همه از دوستانی که حمایت میکنند خیلی ممنونم مخصوصا اونایی که کامنت میزارن و لایک میکن به سلامتیشون🍷دوم اینکه من یه آدم میان گرام و یه جورایی دوتا ساید دارم یه ساید برونگرا که لباس های جنگیلی جینگلی با رنگ های پرنسسی میپوشه خیلی مهربون و گرمه مثل ایند و یه ساید هم گوتیک هست مثل ونزدی که رنگ های تیره میپوشه سرده و یکم خشنه حوصله نداره کاراکتر هانا رو از روی ساید دوم ام که غالب هست انتخواب کردم و اره به طور کلی خیلی وقتا یه آدم چرت بی حوصله و تنها ام که با تنها چیزی که میتونه ارتباط برقرار کنه گربه ها و کامپیوترش ( شوهرم ) هستن و راستی بگید از خودم بیوگرافی بدم یا نه فعلاااا بای بای
_________________________________
#مایکی
#سناریو_انیمه
#توکیو_رونجرز
#بانتن
#فن_فکیشن_انیمه
#سناریو_توکیو_رونجرز
#فن_فیک_توکیو_رونجرز
سانزو باز هم اول همه، یک پیژامه صورتی با طرح خرگوشهای کارتونی بزرگ به سمت هانا گرفت. «بیا این! نرم و خوشگل! شبیه خرگوشهای بامزه!»
مایکی ابروهایش را بالا انداخت. یک ست سادهی سفید-خاکستری از برندی معروف را انتخاب کرد. «برای خواب، سادگی بهترینه.»
ران یک ست ابریشمی یاسیرنگ برداشت. «ابریشم برای خواب عالیه. هم خنکه هم شیک. این به تو یه حال و هوای خاص میده.»
کوکو یه تیشرت لانگ مشکی طلایی با شلوارک پیشنهاد داد
اما ریندو، با لبخندی آرام، یک ست صورتی-آبی با طرح شخصیتهای انیمهای کاوایی برداشت. «بچه که هستی، بچگی کن. بقیهش به اندازهی کافی زود میاد.»
هانا این بار هم چند لحظه فکر کرد. اما نگاهش به یک دست لباس راحتی مخملی مشکی با خطوط قرمز افتاد. یک هودی بزرگ مشکی با گوشهای شیطانی و یک شلوار گشاد مشکی. او دوباره آن را برداشت و گفت: «میخوام این باشه.»
سانزو با ناامیدی لباس صورتی را پس زد و زیر لب گفت: «باشه، باشه... من بعداً کمکت میکنم سلیقهات رو عوض کنی...»
مایکی، در حالی که لبخندی زیر چهره سردش پنهان بود، تمام لباسها را خرید و بعد از فروشگاه خارج شد. وقتی در راه بازگشت به سمت ماشین، سانزو دستش را روی شانهی هانا گذاشت کوکو هم مراقب بود هانا نیفته و ران موهایش را مرتب کرد و ریندو کیفهای خرید را حمل کرد، مایکی نگاه حسودی به صحنه انداخت.
او در دلش فکر کرد: *«هانا دختر منه... ولی چرا انگار همه دارن نقش پدرش رو بازی میکنن...؟»* و با همان دلخوری، ماشین را روشن کرد.
خب اینم از این اول از همه از دوستانی که حمایت میکنند خیلی ممنونم مخصوصا اونایی که کامنت میزارن و لایک میکن به سلامتیشون🍷دوم اینکه من یه آدم میان گرام و یه جورایی دوتا ساید دارم یه ساید برونگرا که لباس های جنگیلی جینگلی با رنگ های پرنسسی میپوشه خیلی مهربون و گرمه مثل ایند و یه ساید هم گوتیک هست مثل ونزدی که رنگ های تیره میپوشه سرده و یکم خشنه حوصله نداره کاراکتر هانا رو از روی ساید دوم ام که غالب هست انتخواب کردم و اره به طور کلی خیلی وقتا یه آدم چرت بی حوصله و تنها ام که با تنها چیزی که میتونه ارتباط برقرار کنه گربه ها و کامپیوترش ( شوهرم ) هستن و راستی بگید از خودم بیوگرافی بدم یا نه فعلاااا بای بای
_________________________________
#مایکی
#سناریو_انیمه
#توکیو_رونجرز
#بانتن
#فن_فکیشن_انیمه
#سناریو_توکیو_رونجرز
#فن_فیک_توکیو_رونجرز
- ۵۷
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط