آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁵⁴
ویو ات
تهیونگ: اصلاح کن،کارت پسرا رو خالی کنیم
پسرا هم سری تکون دادن
آنا قیافش شبیه علامت تعجب بود
از قیافش داشتم از خنده میترکیدم
آنا:چرا؟؟ما خودمون کارت داریم
تهیونگ: پیشنهاد نبود،گزینه دیگه نداریم
آنا خواست با توپ پر حرف بزنه که جیمین سرفه ای کرد
جیمین:آنا الان گارد نگیر،هتل رفتیم جبران کن
آنا چشم غره ای زد و خندید
داشتیم قدم میزدیم و مغاره هارو تماشا میکردیم
آنا:بریم لوازم آرایش بگیریم؟؟؟(با ذوق)
آلیسا هم تایید کرد
ات:آخه کم لوازم آرایش داری تو
آنا:گیر نده بیا بریم
آنا وارد یه مغازه لوازم آرایشی بزرگ شد و ماهم پشت سرش رفتیم؛از همه برند ها یچیز برداشت،منو و آلیسا چیزای زیادی نداشتیم،آنا به سمت صندوق رفت که تهیونگ جلو تر کارت رو داد
آنا:عه تهیونگ تو چرا؟!
تهیونگ محلی بهش نداد و کار خودشو کرد،مشخص بود آنا زیاد راحت نیست اما حرفی نزد
وسایل من هم جیهوپ حساب کرد،آلیسا اومد حساب کنه که صندوق دار گفت حساب شده
آلیسا:کی حساب کرده؟
صندوق دار:اون آقا
به جونگ کوک اشاره کرد،آلیسا سمتش رفت و گفت نیازی نبود که محلی نداد
از مغازه خارج شدیم
جین:کاش منم دختر بودم هرچی میخواستم برمیداشتم بعد یه مرد جنتلمن برام حساب میکرد(خنده شیشه شوری)
همه خندیدیم؛بعد از ۳ ساعت پاساژ گردی دست هممون پر از وسایل بود،همه برای خودشون خرید کرده بودن،اما ما بیشتر
به سمت ماشین رفتیم که بادیگارد وسایل رو صندوق عقب ماشین گذاشت و سوار ماشین شدیم
ادامه دارد...
پارت⁵⁴
ویو ات
تهیونگ: اصلاح کن،کارت پسرا رو خالی کنیم
پسرا هم سری تکون دادن
آنا قیافش شبیه علامت تعجب بود
از قیافش داشتم از خنده میترکیدم
آنا:چرا؟؟ما خودمون کارت داریم
تهیونگ: پیشنهاد نبود،گزینه دیگه نداریم
آنا خواست با توپ پر حرف بزنه که جیمین سرفه ای کرد
جیمین:آنا الان گارد نگیر،هتل رفتیم جبران کن
آنا چشم غره ای زد و خندید
داشتیم قدم میزدیم و مغاره هارو تماشا میکردیم
آنا:بریم لوازم آرایش بگیریم؟؟؟(با ذوق)
آلیسا هم تایید کرد
ات:آخه کم لوازم آرایش داری تو
آنا:گیر نده بیا بریم
آنا وارد یه مغازه لوازم آرایشی بزرگ شد و ماهم پشت سرش رفتیم؛از همه برند ها یچیز برداشت،منو و آلیسا چیزای زیادی نداشتیم،آنا به سمت صندوق رفت که تهیونگ جلو تر کارت رو داد
آنا:عه تهیونگ تو چرا؟!
تهیونگ محلی بهش نداد و کار خودشو کرد،مشخص بود آنا زیاد راحت نیست اما حرفی نزد
وسایل من هم جیهوپ حساب کرد،آلیسا اومد حساب کنه که صندوق دار گفت حساب شده
آلیسا:کی حساب کرده؟
صندوق دار:اون آقا
به جونگ کوک اشاره کرد،آلیسا سمتش رفت و گفت نیازی نبود که محلی نداد
از مغازه خارج شدیم
جین:کاش منم دختر بودم هرچی میخواستم برمیداشتم بعد یه مرد جنتلمن برام حساب میکرد(خنده شیشه شوری)
همه خندیدیم؛بعد از ۳ ساعت پاساژ گردی دست هممون پر از وسایل بود،همه برای خودشون خرید کرده بودن،اما ما بیشتر
به سمت ماشین رفتیم که بادیگارد وسایل رو صندوق عقب ماشین گذاشت و سوار ماشین شدیم
ادامه دارد...
- ۱۰۷
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط