وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد

وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد

تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد
تلخ روزی که ز شهد تو بیانی نرسد
دیدگاه ها (۱)

از سـ...ـردے حرفاش بفـ...ـهم…… یـ ـڪے دیگه……یه جاے دیـ ـگه د...

هيچ زنی نیاز به شناخت ندارددریا را هیچوقت نخواهی شناخت حتی ا...

چه شب زيبایی خواهـد بود✨وقتی برای دوستان و عزیزانمان🌸آرامش ...

همه‌ے ما فقطدو نوع شب در زندگے مان داریمشبے ڪه می‌خواهیم زود...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط