من زخم‌های بی‌نظیری به تن دارم، اما

من زخم‌های بی‌نظیری به تن دارم، اما
تو مهربان‌ترین‌شان بودی
عمیق‌ترین‌شان
عزیزترین‌شان

بعد از تو آدم ها
تنها خراش‌های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند

بعد از تو آدم ها
تنها خراش‌های کوچکی بودند
که تو را از یادم ببرند، اما نبردند
تو بعد از هر زخم تازه‌ای دوباره باز می‌گردی
و هر بار
عزیزتر از پیش
هر بار عمیق تر..
دیدگاه ها (۵)

ای عجیب قشنگ!با نگاهی پر از لفظ مرطوب،مثل خوابی پر از لکنت س...

امروزتان عالیامروز یک هدیه ازطرف خداست همین که امروز هم میتو...

تو همان حس قشنگی‌که به من فرصت دادشعر عشقی بسرایم در بادتو ه...

غمگین نباشید ...چرا که خوشبختی می‌توانداز درون تلخ‌ترین روزه...

عید غدیر شد و باز من در غم نبودنت .....باز هم عید و سالگر...

بعضی آدم‌ها نمی‌روند؛فقط جای خالی‌شان هر روز بلندتر از دیروز...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط