اینجا سکوت خواب فراهم نمی شود

اینجا سکوت خواب فراهم نمی شود
از دردهای خستگی ام کم نمی شود

بر زخمهای کاری احساس بی کسی
معجون چشمهای تو مرهم نمی شود

وقتی هوای عشق به تهمت کشیده است
وقتی کسی برای تو همدم نمی شود...

وقتی که رود رابطه از آب شک پر است
حتی غزل به خاطره محرم نمی شود

عیسای من! تو پاکی من را گواه باش
هر چند دل به پاکی مریم نمی شود

هر چند چشم ثانیه اینجا پر از غم است
اما بمان که با تو محرم نمی شود

حالا تو رفته ای و شب چشمهای تو
با ماهتاب خاطره توأم نمی شود

وقتی بهشت چشم تو یادم نمی کند
حوای سیب خورده که آدم نمی شود...
دیدگاه ها (۱)

امشب که یاد چشم تو کولاک می کندشب با هزار پنجره پژواک می کند...

✈️ چند روز بیشترپارت ۶ عصر، وقتی از کتاب‌فروشی بیرون اومدن، ...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط