دلم نمی آید که شــب را رها کنم

دلم نمی آید که شــب را رها کنم
و همین طوری بخوابم!
شب قشنـگ است…
یک‌ عمــر‌میخواهیم توی گور بخوابیـم‌.
وقتی هنوز زنـده هستیم،
حیفم می آید شب ها بخوابم.
شــب باید بیـدار ماند!
گاهی به سلامتی ستـاره ها شراب
حافظ شیراز نوشیـد…
حــرف زد…
گــریه کرد…
شـب باید کتاب خواند…
فیلـم دید…
شــب باید عاشــق شــد…
دیدگاه ها (۱)

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

P : 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط