عجله داشتم تند تند راه مےرفتم.....

عجله داشتم تند تند راه مےرفتم.....
مُحکم به چیزے خوردم!!
آدم بود......

منتظر بودم بگوید،،، کورے؟!
دستش را به طرفم دراز کرد
بامن دست داد..
لبخندے زد!!
به گمانم «اِنسان» بود....!!

این روزها انسانم آرزوست......
دیدگاه ها (۱)

پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :خانم، تو رو خ...

تک پارتی جین 🦋جین بعد از یه روز خسته کننده به گوشیش نگاه کرد...

پارت۶(در عمق نگاه تو)چندی بعد ایزوکو آرام چشمانش را باز کرد،...

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 105・⁠]⁠ᕗنمیدونم چقدر گذشته ب...

you like it پارت²زیر چتر باهم قدم میزدن..دایون سرفه ای کرد ت...

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط