چـه غـریـبــانـه تو با یاد وطــن می نالی

چـه غـریـبــانـه تو با یاد وطــن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همــه مــرغان هم آواز پــراکنــده شدند
آه ازیــن بـاد بلاخیــز که زد در چمـنـم
شعــر من با مــدد ســاز تو آوازی داشت
کی بـود باز که شوری به جهـان درفکنم

#شعر #شاعرانه #عکس_نوشته #تکست_خاص #تنهایی #دلنوشته #دلنوشته_خاص
دیدگاه ها (۰)

ویران‌شده‌را‌حوصله‌ی‌منت‌معمار‌نباشد‍ ویرانه‌ی‌مارا‌بگذارید‌...

عاشقی را چه نیازیست به توجیه و دلیلکه تو ای عشق همان پرسشِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط