بی خیال تمام هیاهوی اطراف
بی خیال تمام هیاهوی اطراف
برساحل زندگی قدم می زنم
بی خیال فکرتو......
دنیای خود را نقاشی می کنم
بی خیال تمام آنچه باید باشد....
نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم
بی خیال همه رفتن ها...
ب داشته های خود دل می بندم
اما.........
بگذار قدم بزنم
قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی
این روزها......
غروب عشق برای من حیات دوباره خورشید...
در آنسوی آسمان بودن ها,بر ساحل زندگیست...
نسیم دریا بر لبانم می نشیند
با خود می اندیشم!!!
گویا.......
عشق همین حوالی ست
و باز میگویم
شاید.......
تا غروب عشق.....
نیمروزی باقی ست......!!!!!
برساحل زندگی قدم می زنم
بی خیال فکرتو......
دنیای خود را نقاشی می کنم
بی خیال تمام آنچه باید باشد....
نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم
بی خیال همه رفتن ها...
ب داشته های خود دل می بندم
اما.........
بگذار قدم بزنم
قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی
این روزها......
غروب عشق برای من حیات دوباره خورشید...
در آنسوی آسمان بودن ها,بر ساحل زندگیست...
نسیم دریا بر لبانم می نشیند
با خود می اندیشم!!!
گویا.......
عشق همین حوالی ست
و باز میگویم
شاید.......
تا غروب عشق.....
نیمروزی باقی ست......!!!!!
- ۱.۲k
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط