زخمی که زند دستت بر عاشق سرمستت، نتواند غیر تو تدبیر دوا

زخمی که زند دستت بر عاشق سرمستت، نتواند غیر تو تدبیر دوا کردن!

«جلال الدین محمدبلخی»
دیدگاه ها (۲)

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد،ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد،ف...

دور از تو صبوری نتواند دل من،وصل تو حیات خویش داند دل من،آهس...

آنکه هوای بهشت داشته باشد مرد نیست، مرد آنست که بهشت آرزوی د...

خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان، باید از جان گذرد هرکه شود عاش...

از بزرگی پرسيدند:معنی زن چيست؟با تبّسم گفت:لوحی از شيشه است ...

داخل زمان اوج و زیبایی فرانسه....لباس هایی ک هیچ وقت بهتر و ...

پناه میبرم بخدا از شر اصلاح طلبهای رانده شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط