عصری داشتم میرفتم باشگاه این دخمله رو دیدم

عصری داشتم میرفتم باشگاه این دخمله رو دیدم
دیدم بهم زل زده رفتم بوسش کردم راحت آمد بغلم دست انداخت لای گردنم دیدم مامانش از دور دوید گفتم این کوچولوی شماس گفت آره
دست کردم تو جیبم دیدم شکلات ندارم آدامس داشتم دادم بهش یه جور بامزه میخورد آدم دلش میخاس بخورتش
...
یکسر دنبالم میومد دستمو می گرفت گفتم وایسا چندتا عکس از بگیرم خیلی خوشگلی تو مث دخمل خوب و استاد دمش گرم کاشکی دختر منم مث این بشه
دیدگاه ها (۴)

اوخی ببینش چه نازه

مُرررررررررد

⇜نَبــــودش برام سَـــــخته ...↫امــــا دیگـ بودنِشَـــــمهی...

خیلی سخته عشقت غم داشته باشه توهم هیچ غلطی نتونی بکنی

دختر کوچولو p2آخه فک کن بایه پسر مست ساعت ۲ شب تو یه بار تنه...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم (فلش بک به دوسال پیش) ...

دو رگه عشق پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط