چند سال زودتر رسیده بودم به ایستگاه

چند سال زودتر رسیده بودم به ایستگاه
و مسافرم نیامده بود…
در نقاشیهای پنج سالگی ام
خطوطِ اندامِ دختری پیدا بود
که در کنار شیروانی خانه ای
آمدن مردی را انتظار می کشید …
دیدگاه ها (۲۲)

بعدها کسی دفتر شعرم را پاره می کندنام تو همه جغرافیای رنج مر...

از خلاصه ی روزهای انتظارکه می دانم حوصله به خرج نمی دهیتا تم...

اینم یه مدل دیگهبا تشکر :)

اینم یه نمونه دیگه

تو بچگی، هفت‌ساله خوابیدم...پنجاه‌ساله بیدار شدم.از همان شب،...

تک پارتی اسم: سایه های مخمل و باروتدرکوچه های باریک و همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط