بعد عاشق شدنت درد بباری کافیست

بعد عاشق شدنت درد بباری کافیست
هی برایش غزل و اشک بکاری کافیست

در به در فکر کنی راه بسازی سمتش
بشنوی از همه کس : گریه و زاری کافیست!

هی فراموش کنی جان و عزیزم هایش
جان بگوید به کسی فردِ کناری کافیست ..

من پریشان شدم از بس که تو دوری از من
شب به شب در غزلم پا بگذاری کافیست

من اسیرت شدمُ عشق زمین گیرم کرد
تو به کار دلِ من کار نداری .. کافیست

اینهمه بغض به یک لحظه فرو میریزد
بوسه ای گر بزنی بر لب یاری .. کافیست
دیدگاه ها (۴)

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی ...

میگن عشق اول مهمه!!!ولی بیشتر که آدم فکر میکنه, میبینه از او...

دل مرا که شده بی قرار لبخندتچه می شود بنشانی کنار لبخندت ؟به...

ازشعر خوشم آمد و کم کم به سرم زدچون بین من و عقل مرا پاک به ...

پارت ۳N:"ینی خر شانس فقط مننن. اخرین سایز موجود بود؟"مسئول ب...

السلام علی المهدی عج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط