....

....
آنقدر در میزنم تا اینکه در را وا کنی
یا در آغوشم کشی یا بودنم حاشا کنی

آنقدر در پشت این در روز را شب میکنم
تا به وقتی پشت آن اسم مرا نجوا کنی

آنقدر در میزنم شاید به این امید تا
برکه ی احساس من را یک شبه دریا کنی

در درون خانه ات گم گشته ای ؟ زیبای من ؟
آنقدر در میزنم تا اینکه ره پیدا کنی

آه انگار او از این گلخانه هم دل کند و رفت
کاش میشد لحظه ای در خانه ام ماوا کنی

در به در دنبال او می آیم و از روی عشق
آنقدر در میزنم تا اینکه در را وا کنی?؟؟؟
دیدگاه ها (۲۴)

دمون اسلیرپارت ششم♡ذهن میوکی (پسر کیمونای گلبهی: چه خانواده ...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

Part 1

KIM V

رمان عشق ممنوع

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط