شب را دوست دارم ! چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شه

شب را دوست دارم ! چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند .چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیا قی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از روز متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین
دیدگاه ها (۳)

نمیدانم ؟ از خوابی دلپذیر برخاسته ام ،یا به خوابی سنگین فرو ...

آه خدایا … عجب دورانی بود کودکی … التیام زخمهایش بوسه های گر...

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خب...

بخون به سلامتی هر چی عاشقه 1- به سلامتی سه کس : غریب ، تنها ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝐀ᥣᥣ αᑲⱺυ𝗍 ꭑ𝖾 ?? خب خب سلاممممم امیدوارم ...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

dark life = 33

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهاردهم: ملاقاتِ غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط