چند روز بعد از عملیات بود

چند روز بعد از عملیات بود

....یه نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار دستش بود

...هر جا می رفت همراه خودش می برد

.......از یکی پرسیدم

این بچه چشه؟؟؟؟؟؟؟

....گفت

...آر پی جی زن بوده

....توی عملیات اون قدر آر پی جی زده که دیگه نمی شنوه

....باید براش بنویسی تا بفهمه

....گوش هاش رو داد تا چشم و گوشمون باز بشه

....چشم و گوش مون که باز نشد هیچ

....بماند


#بسیج#بسیجی#یا_مهدی_ادرکنی#خامنئی_دات_آی_آر#رهبر#خامنه_ای
دیدگاه ها (۳)

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁴چند ثانیه هیچ‌کس چیزی نگفت.همه به ا/ت خ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

پارت بیست‌و ششم | آسمانِ شبهواپیما در سکوت آرامی پیش می‌رفت....

ادامه سناریو

قسمت چهارده

خونه‌ی سه شیطونپارت ۶ — نقشه‌ی مشکوکجونگکوک با قیافه‌ای کامل...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط