خواب گاه دختران چه میگذرد
خواب گاه دختران چه میگذرد
*پست موقت*
سیسی امروز دیر رفتم سالن غزا خوری و گشنه موندم 💔🚶🏻♀️
بعد زنگ زدم مامانم با گوشی ابراهیمی *سرپرست* گفتم که اره گشنمه و اینا.... مامانم گفت مرغ از سرپرست بگیر بپز بخور . گفت ترشی هم گذاشتم تو کیفت . آقا ما
رفتیم مرغ بشوریم مرغ مارو شست 💔
زمین خیس شد پان لیز خورد خوردم زمین و پاتیل افتاد رو کمرم 🚶🏻♀️
اره عزیزم من زندم
آقا زنگ زدن به بابام اومد دنبالم العان خونه خودمون. هستم ولی فردا دوباره باید برم خوابگاه 🚶🏻♀️💔
اگه تونستم براتون عکس میزارم بای
*پست موقت*
سیسی امروز دیر رفتم سالن غزا خوری و گشنه موندم 💔🚶🏻♀️
بعد زنگ زدم مامانم با گوشی ابراهیمی *سرپرست* گفتم که اره گشنمه و اینا.... مامانم گفت مرغ از سرپرست بگیر بپز بخور . گفت ترشی هم گذاشتم تو کیفت . آقا ما
رفتیم مرغ بشوریم مرغ مارو شست 💔
زمین خیس شد پان لیز خورد خوردم زمین و پاتیل افتاد رو کمرم 🚶🏻♀️
اره عزیزم من زندم
آقا زنگ زدن به بابام اومد دنبالم العان خونه خودمون. هستم ولی فردا دوباره باید برم خوابگاه 🚶🏻♀️💔
اگه تونستم براتون عکس میزارم بای
- ۳۲۳
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط