ماندم به خماری که شراب تو بجوشد

ماندم به خماری که شراب تو بجوشد
پس مست شود در خم و از خود بخروشد

آنگه دو سه پیمانه از آن می که تو داری
با من به بهایی که تو دانی بفروشد


مستم نتوانست کند غیر تو بگذار
صد باده به جوش آید و صد بار بکوشد

وقتی که تو باشی خم و خمخانه تهی نیست
بایست دعا کرد که سرچشمه نخوشد

مستی نبود غایت تأثیر تو باید
دیوانه شود هر که شراب تو بنوشید

مستوری و مست تو به یک جامه نگنجد
عریان شود از خویش تو را هر که بپوشد .
پگاه (دیبازر در اوستا صفت اهورا مزدا است) به نیکی وروزگارتان شاد وسراسرعشق وامید،،،،،،،،کوروش آریایی
دیدگاه ها (۲)

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

تقویم را معطل پاییز کرده استدر من مرور باغ همیشه بهار تواز ب...

دانلود کتاب پرونده پلیکان - نویسنده جان گریشام

دانلود کتاب نمایشنامه آنتیگن - نویسنده سوفوکل

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 445 - 18 مرداد 1352

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط