زندگی پردردسر

زندگی پردردسر
پارت ۳۱

باکوگو: دِ گوشم رو ول کن
میتسوکی: به همین خیال باش

میتسوکی باکوگو رو می‌بره جلوی ایزوکو وایمیستن

میتسوکی: حالا به خاطر همه‌ی حرف هایی که به ایزوکو زدی معذرت خواهی کن
کاتسوکی: من چرا باید همچین کاری کنم؟💢
میتسوکی: کاتسوکی ☺️🔪🔪
ایزوکو: خاله لازم نیست همچین کاری کنی من چیزیم نیست
میتسوکی: نه تو خودت متوجه نیستی من می‌دونم این کله خر یه چیزی گفته
ایزوکو: ....
میتسوکی: زود باش دیگه غذا یخ کرد
باکوگو: تچ ... شرمندم

همه تعجب میکنن که باکوگو گفت شرمندم که باکوگو بعدش سریع گفت

باکوگو: ولی همش تقصیر خود کله بوته ایته

که میتسوکی با سرعت نور یه پس کردنی آبدار باکوگو رو مهمون می‌کنه

باکوگو: چرا میزنی خودت گفتی
اینکو: بسه دیگه الان غذا سرد میشه بیاین شروع کنیم
میتسوکی: خب چرا وایسادین منو نگاه می‌کنین بشینین دیگه

همه نشستن دور میز یه سِریا دعوا می‌کردن که خودتون میدونید کیا رو میگم
بعضی ها غذا کوف ... نه چیز می‌خوردن
بعضی ها هم فقط به بقیه نگاه می‌کردن حواسشون به غذا نبود

لیلیلیلیلیلی اینم پارت بعد
خب شرایط
۱۱ لایک
۲۷ کامنت
دیدگاه ها (۳۴)

سلام سلام اومدم برای معرفی اسم فن فیک: پیشی بی اعصاب من تو ا...

پیشی بی اعصاب من پارت اول نظر شما مهم نیست چه بگین نه نویس چ...

زندگی پردردسر پارت ۳۰که باکوگو میبینه ایزوکو پشت سرشه باکوگو...

دو پارتی سروا/ت: باشه. خب نقشه ای داری؟سرو: اوممم بذار فکر ک...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۲باکوگو : ب...باشه ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۴ *باکوگو می خواست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط