نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد.

نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد.

در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم.... نگاهم کرد،دل به او بستم

نگاهم کرد،اما بعدها فهمیدم فقط نگاهم میکرد
دیدگاه ها (۱)

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸³نگاهم ناخودآگاه دنبال نفر چهارم گشت.ج...

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

پارت پنجم | نگاه اولپارک لارامیچا دستم رو گرفت و از بین آدم‌...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿••عشق مثلِ بادِ صحرا، چشمِ دل را کور ...

مهمونی پارت ۴۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط