بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد

 بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد
کـی دل سنگ تـو را آه بـه هـم می ریـزد
سنگ در بـرکه می انـدازم و می پنـدارم
با همـین سنـگ زدن مـاه بـه هـم می ریـزد
عـشق ، بـر شانـه ی هـم چـیدن چـندیـن سنـگ است
گـاه می مـاند و نـاگـاه به هم می ریـزد
آن چـه را عـقل بـه یـک عـمر به دست آورده است
دل بـه یـک لحـظه ی کـوتـاه به هـم می ریزد
آه ! یـک روز هـمین آه تـو را مـی گـیرد
گـاه یک کـوه به یـک کـاه بـه هـم می ریـزد
دیدگاه ها (۳)

 بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد کـی دل سنگ تـو را آ...

شب در آن حجم عمیقش آمد زهر تنهایی در کام شبان ریخته اند ریش...

شـوق پـرکـشیـدن است در سرم قـبول کـن دلشکـسته‌ام اگـر نـمی‌...

،،،،سفارشی،،،،حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست آه از این...

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ خیره در ساعتِ دیوار دلم می‌گیردبی تو هرثانیه ی...

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب راس تو را به روی نی، هرچه نظاره می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط